داستانهای عبرت انگیز از شیطان free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
من نویسنده این وبلاگ هستم و اسمم کاظم احمدی شمار موبایل ۰۹۳۵۳۸۷۷۷۱۲ ساکن قلعه حسن خان
من این وبلاگ را برای شما دوستان عزیز چه در ایران و چه در خارج از ایران ساخته ام و امیدوارم که تا الان مطالب این وبلاگ مورد رضایت شما باشد .
این وبلاگ تشکیل شده از چند موضوع :
۱- داستانهای از شیطان از کتاب داستانهای عبرت انگیز از شیطان
۲- موضوعاتی از نماز
۳- مستحبات
۴- موضوعاتی درباره قرآن
۵-داستانهایی از زندگینامه های پیامبران
۶- داستانهایی از محرم و اربعین حسینی
۷-و ...
ببخشید اگر فهرست موضوعات مطالب این وبلاگ کمی نا مرتب است واقعا ببخشید
امیدوارم که دقایق خوبی در این وبلاگ سپری کنید
منتظر نظرات شما هستم
شاید تا چند وقت نتوان مطالب جدید در این وبلاگ بریزم چون من درس دارم و میرم پیش دانشگاهی و نمی توانم زیاد سر بزنم ببخشید از این بابت شرمنده
و بازم منتظر نظرات شما هستم میتواند شما بگید من در مورد چی مطلبی برای وبلاگ نگارش کنم با خودتونه
امروز مي نويسم با تمام قلبي که گرفته است از اين دنيا ، از مردمانش و حتي از خودم
روزها بود که اين دل اينگونه نشده بود اما امروز دلم تنگ است و اين دل صاحبش را
صدا مي زند...
اين روزها، قلبي آکنده از غم نظاره گر تاريخ است، تاريخي که بر روي نيزه هايش
سرهايي
ديده مي شود...
اين روزها دختري در بيابان گم ميشود ، صورتش کبود از سيلي دشمنان و دلش پر
خون از دوري پدر
اين روزها دختري در گوشه خرابه به وصال پدر مي رسد و در آغوش پدر ،
حالي که پدر در آغوش اوست بر زمين خرابه مي آرامد...
چه دختري ، او که زاده کرامت است خود نيز کريم است و حال با قلبي گرفته از غم
صدايش ميزنم،
اي بنت الحسين، اي شبه فاطمه مرا درياب
و حال باز اينگونه صدا مي کنم خدايي را که از رگ گردن به ما نزديک تر است که
الهي و ربي من لي غيرک
خورشيد عالمتاب من صبح طلوعت دير شد
در انتظار روي تو هر نوجواني پير شد
ديدم بخوابم آمدي از جاده هاي دور دست
ناگه دلم گفتا که خواب خوب من تعبير شد
اين جمعه چون بگذشت و يار من نيامد از سفر
آيات غربت بار ديگر نازل و تفسير شد
بي روي تو افسرده ام ، غمگين و زار و خسته ام
عشقم اسير قسمت و با درد و غم تقدير شد
گفتي دلت را پاک کن از غير ما گر عاشقي
دل با گلاب ناب عشق روي تو تطهير شد
با ياد چشم نرگست، نرگس کشيدم در دلم
نرگس هم از هجران تو پژمرده و دلگير شد
از دوري رخسار تو جانم رسيده بر لبم
از زندگي هرعاشقي، بي روي ماهت سير شد
شام فراق روي تو بسيار طولاني شده
خورشيد عالمتاب من صبح طلوعت دير شد
اگر عاشوراروز "فراق" بود، اربعين روز "وصال" است.
اگر عاشورا "افتادن"بود، اربعين "برخاستن"است .
اگر عاشورا"تکليف"بود، اربعين "تاکيد" است.
اگر عاشورا"رفتن"بود، اربعين "بازگشتن"است.
اگر عاشورا"ريزش" بود، اربعين "رويش"است .
اگر عاشورا "قطره"بود ، اربعين "دريا"ست.
اگر عاشورا نداي"هل من ناصرينصرني" داشت ، اربعين فريادهاي "لبيک "دارد.
اگر عاشورا "سرخ"بود، اربعين ....هم "سرخ" است .زمين و زمان هميشه "سرخ" است.
اگر عاشورا "بدنهاي قطعه قطعه" داشت ، "تب" داشت ، "سيلي" داشت ، "تازيانه"
اي قوم در اين عزا بگرييد .... بر کشته ي کربلا بگرييد .... با اين دل مرده ، خنده تا چند ؟! ..... امروز در اين عزا بگرييد.
لا يوم کيومک يا أبا عبد الله.

يادمه چند سال پيش در يک مجلس عزاداري مداح وقتي داشت روضه ي حضرت علي اکبر عليه السلام را مي خوند، وقتي رسيد به اونجايي که اباعبد الله عليه السلام خودش را به پيکر بي جان فرزند برومندش رساند، صورت به صورت پسر گذاشت و ديگه صورتش را بلند نکرد، اين حالت اونقدر طولاني شد که دشمن شروع به هلهله کشيدن کرد و فکر کرد امام حسين جان به جان آفرين تسليم کرده. در اين هنگام حضرت زينب سلام الله عليها خود را به برادرش رساند و تا خودش را به برادر برسونه شمشير و نيزه بود که به طرفش فرود مي آمد. خانم خودش را به برادرش رساند و با رسيدن خواهر، امام حسين عليه السلام صورتش را از صورت علي اکبر عليه السلام برداشت. من موندم که خانم زينب چطوري تونست از ميون اون همه جلّاد بي دين عبور کنه؟
فرداي اون روز در مجلس عزاداري همان مداح گفت: ديروز بعد از تموم شدن مجلس يکي بهم گفت فلاني مگه تو نمي دوني اون موقع که علي اکبر به زمين افتاد هنوز عباس زنده بود؟! تا عباس زنده بود کسي جرأت نداشت به زينبش آسيبي برسونه.
هر چي فکر کردم در وصف حضرت اباالفضل العباس عليه السلام چي بنويسم، ديدم قلم از آوردن حتي کلمه اي در وصف ايشان ناتوان است. پس به همين بيت امام زمان عج الله تعالي فرجه الشريف در وصف عموي بزرگوارشان اکتفا مي کنم:

پ.ن:
اين دو بيتي را عالم و عارف بالله شيخ جعفر مجتهدي از زبان مبارک حضرت ولي عصر عج الله تعالي فرجه الشريف نقل کرده اند.
هر روز عاشورا و همه جا کربلا و همه وقت محرم است
شخص به ظاهر روشنفکری از یک شیعه ای پرسید : این همه هیاهو و ابراز احساسات و این همه حسین حسین و عزاداری محرم و سوگواری و و صفر همه ساله برای چه و چرا ؟
آن شیعه جواب داد : ما مارگزیده ایم . در مورد غدیر سکوت کردیم و گفتیم تاریخ خود می گوید . وقتی خود پیامیر علی را به رهبری معرفی کرد . دیدیم همه چیز شسته شد و از بیخ زیرش زدند . به همین خاطر در مورد عاشورا مرتکب این اشتباه نخواهیم شد . و در همه وقت در شادی و غم و در تشنگی و گرسنگی حسین حسین خواهیم گفت و عاشورا و عاشورا و کربلا و کربلا تا نسل های بعد از ما فراموش نکنند که بر شیعه چه گذشته و چه می گذرد .
شیعه ولایت را شعار خویش قرار داده چون حکومت های ضد نبوت ضد پیغمبر ضد علی ضد قرآن و ضد بشر خود را خلیفه نبی و نبی را شعار خویش کرده اند .
ولی شیعه این طبقه قربانی همین حکومت ها " به ولایت تکیه می کند " و یه شعاری مجهز می شود که نفی کننده این گونه حکومت ها و اندیشه ها ست .
چون ولایت یعنی پذیرفتن حکومت علی یا حکومت علی وار و جز این قابل قبول نیست . هر چند برخی نقش یک مصلح متقی و معتقد و انقلابی را خیلی خوب بازی می کنند و افکار عمومی را به طرف خود جلب می نمایند . و اینجاست زمانی که عوام نا آگاه و حتی خواص شبه روشنفکر سخت مجذوب زهد نمائی های آنها می شود شیعه به پا می خیزد و با اساسی ترین کار تبلیغی خود که ذکر و یاد آوری حماسه عاشورا بصورت آگاهانه است با آنانکه می خواهند با بزرگترین ابزار تبلیغی آن حماسه حسینی از باد برود به مبارزه برای ذکر و یاد یاد آوران عاشورا بر می خیزد . به همین خاطر اگر از خدا و قرآن و پیامبر نیز بگوید به حسین ختم می کند و به کربلا گریز می زند .
حسین مرز بین حقیقت و دروغ و دیوار جدا کننده اسلام دروغین و اسلام ناب است .
زمانی که آنان نیز خود را صا حب و طرفدار همین نظام و کتاب و پیامبر و دین می دانند . اینجاست که مسئولیت شیعه علی بودن و حسینی شدن سنگین شده و رسالت و هدف و وظیفه و تکلیف شناخت و معرفت نمایان می شود . اینجاست که تنها طرح واقعه دیگر به تنهائی کار ساز نمی شود بلکه تحلیل واقعه را باید کرد و ضمن محبت به حسین و اصحاب حسین معرفت را هم در میدان کارزار نشان داد .
حسین (ع) رهبر آسمانیان بود و هست کسی که راه حسین را بپیماید به آسمان خواهد رفت تا به بالاتر و بالاتر برسد به جائی که در وهم نیاید و حقیقتش از تصورش برتر باشد زیباتر باشد و شیرین تر باشد . ان شا الله یاحسین یا حسین
نصايح حکيمانه
خلوت شب را از دست مده و به حقيقت بگو الهى آمدم تا کامروا گردم . سخن و خوراک و خواب بايد به قدر ضرورت باشد کلوا واشربوا و لا تسرفوا با عهدالله که قرآن مجيد است هر روز تجديد عهد کن . صميمانه دست توسل به دامن پيغمبر و آلش در زن که آن خوبان خدا وسايط فيض حق اند اللهم صل على محمد و آل محمد نمى گويم مقدس نباش ؛ ولى مقدس عاقل باش . بسى بسى مباش که سخريه اين و آن مى شوى . فرزانه باش و ديوانه باش ! خويشتن را تفويض به حق کن و او راوکيل خود بگير که تواناتر و داناتر و باوفاتر و مهربان تر و پاينده تر از اونخواهى يافت حسبنا الله و نعم الوکيل .
تجلى قرآن در قيامت
رسول الله صلى الله عليه و آله فرمود: قرآن را فرا بگيريد که قرآن در روز قيامت نزد صاحبش ، يعنى کسى که آن را ياد گرفته و بدان کار بسته ، در چهره جوانى نيکو روى رنگ برگشته مى آيد، پس بدو گويد: من بودم آنکه شبت را بيدار مى داشتم ، و روزهايت را تشنه مى داشتم ، و آب دهانت را خشک مى داشتم ، و اشکت را روان مى داشتم ، هر کجا باشى من با تواءم ، هر بازرگانى در پى بازرگانى خود است ، و من امروز براى تو، در پى بازرگانى سوداگرى ام . مژده درياب که کرامتى از خداى - عزوجل - برايت خواهد بود. پس تاجى آورند و بر سرش نهند و امان به دست راست او عطا شود و جاودانى در بهشت ها به دست چپ او. و به دو حله خلعت پوشانده شود؛ سپس بدو گفته شود: بخوان و قرآن را و بالا برو؛ پس هر بار که آيتى را قرائت کرد درجه اى بالا رود؛ و پدر و مادرش اگر مؤ من باشند به دو حله خلعت پوشانده شوند. پس از آن بدانان گويند اين پاداش شما که به فرزند خود قرآن تعليم داده ايد.
توصيه به نماز شب
خداوند سبحان مى فرمايد: و من الليل فتهجد به نافلة لک عسى ان يبعثک ربک مقاما محمودا # و قل رب ادخلنى مدخل صدق و اخرجنى مخرج صدق و اجعل لى من لدتک سلطانا نصيرا . پاره اى از شب را به نماز خواندن زنده بدار، اين نافله خاص تو است ، باشد که پروردگارت تو را به مقامى پسنديده برساند، بگو: اى پروردگار من ! مرا به راستى و نيکويى داخل کن و به راستى و نيکويى بيرون و مرا از جانب خود پيروزى و يارى عطا کن .
نشانه ايمان
اميرالمؤ منين عليه السلام فرمودند: الايمان معرفة بالقلب و اقرار باللسان و عمل بالاءرکان ؛ ايمان سه چيز است : معرفت خدا به قلب و اقرار به زبان و عمل به جوارح .
سوره مبارکه اخلاص
سوره مبارکه اخلاص را با اخلاص بر زبان داشته باش ! با خلق خدا مهربان باش ! از سخنان ناهنجار اگر چه به مزاح باشد برحذر باش ! خلاف مگو، اگر چه به مطايبت باشد! از قسم خوردن اگر چه به راست باشد احتراز کن ! چو ايستاده اى دست افتاده گير! تا مى توانى نماز را در وقت به جا آور! تجارتت را مغتنم بشمار که انسان بى کار از دنيا و آخرت هر دو مى ماند! داد و ستد مانع بندگى نيست رجال لاتلهيهم تجارة و لا بيع عن ذکر الله و اقام الصلوة و ايتاء الزکوة .
چگونگي خواندن نماز شب :
بعد از وضو، 11 رکعت نماز مى خوانى که 8 رکعت از آن نماز شب است و دو رکعت شفع و يک رکعت وتر، هيچ يک اذان و اقامه ندارد، همه دو رکعتى اند؛ مگر وتر که يک رکعت است و در هر دو رکعت ، يک سلام السلام عليکم و رحمة الله و برکاته کافى است و همچنين در وتر. در قنوت نماز وتر، چهل مؤ من را دعا مى کنى ، مثلا اللهم اغفر لقلان بعد از آن هفت بار مى گويى : هذا مقام العائذ بک من النار و پس از آن هفتاد بار مى گويى : استغفر الله ربى و اتوب اليه بعد از آن سى صد بار مى گويى : العفو و نماز را خاتمه مى دهى .
درخت ايمان
اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: الايمان شجرة اءصلها اليقين و فرعها التقى و نورها الحياء و ثمرها السخاء . ايمان به خدا در مَثَل درختى است که ساقه آن يقين است و شاخه اش تقوى و شکوفه اش حياء و ميوه اش سخاوت است
افسوس که به جای افکارش
زخمهای تنش را نشانمان دادند
و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.